الملا فتح الله الكاشاني

294

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و تعالى زده براى مؤمن مشكاة نفس او است و زجاجه صدر او و مصباح نور ايمان و قرآن كه در قلب او متوقد است از شجرهء مباركه كلمهء اخلاص است و اينشجره هميشه در قلب مؤمن سبز است و بانضارت و طراوت و مصون و محفوظ است از آفات و حوادث شيطانى و هواجس و وساوس او هم چنان كه شجرهء زيتونه كه در وسط ارض واقع است نه از تاب آفتاب محترقست و نه از سودت برودت پژمرده و مؤمن به جهت ميامن اين نور جامع چهار خصلتست ان اعطى شكر و ان ابتلى صبر و ان حكم عدل و ان قال صدق و نور على نور به اين معنى است كه كلام او نور است و عمل او نور و مدخل او نور و مخرج او نور و مصير او در قيامت بنور و از حسن و ابن زيد نقل است كه اين نور مثل قرآنست در قلب مؤمن پس هم چنان كه بمصباح مستضيء ميشوند مؤمن نيز به قرآن مهتدى مىشود و به آن عمل مىكند فحينئذ مصباح قرآنست و زجاجة قلب مؤمن و مشكاة لسان و فم او و شجرهء مباركه شجرهء وحى * ( يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ ) * يعنى نزديكست كه حجج قرآن متضح شود اگر چه مقروء نگردد يعنى هنوز قرآن ناخوانده دلايل و حجج او بر همكنان واضح شود پس چون خوانده شود * ( نُورٌ عَلى نُورٍ ) * وجود پذيرد يا آنكه نزديكست كه حجج حقتعالى ببندگان روشن و هويدا گردد و اگر چه قرآن نازل شده باشد * ( نُورٌ عَلى نُورٍ ) * يعنى قرآن نوريست با ساير ادلهء كه قبل از او است پس مؤمن كسب نور قرآن كرده با ساير انوار كتب سابقه كه آن اعتقاد اصول دينست و تصديق بجميع كتب و رسل و گفته‌اند كه اين نور نور معرفت الهيست يعنى چراغ معرفت در زجاجهء دل عارف و مشكاة سينهء او افروخته است از بركت زيت تلقين شجره وجود مبارك محمدى ( ص ) كه نه شرقيست و نه غربى بلكه مكيست و مكه سرهء عالم است و از فرا گرفتن عارف اسرار الهى را بتعاليم سيد ابرار نور على نور معلوم توان كرد و از كعب الاحبار و جمعى از مفسران منقولست كه اين مثلى است از براى نور محمدى ( ص ) پس مشكاة صدر آن حضرت است و زجاجة قلب او و مصباح او نبوتست كه نه شرقيست يعنى يهودى كه مشرق قبلهء ايشانست و نه غربى يعنى نصرانى كه مغرب قبلهء ايشانست و متوقد است اين مصباح از شجرهء مباركه يعنى شجره نبوت كه آن ابراهيم خليل است كه جد آن حضرت است نزديكست كه نور محمد ( ص ) متبين شود براى مردمان اگر چه به آن تكلم ننمايند هم چنان كه زيت كه نزديكست كه روشن شود اگر چه آتش به آن نرسد و از محمد بن كعب مرويست كه مشكاة ابراهيمست و زجاجه اسمعيل و مصباح محمد ( ص ) هم چنان كه در موضع ديگر او را سراج خوانده كه سراجا منيرا و شجرهء مباركه اشاره بابراهيم است چه اكثر انبياء از صلب او بظهور آمده‌اند نزديكست كه محاسن جلال محمد ( ص ) و محامد خصال احمدى ظاهر گردد بر مردمان قبل از آنكه وحى بوى فرود آيد نور على نور به اين معنى است كه آن حضرت كه پيغمبر است از نسل پيغمبر و گويند